لطیفه فیزیکی!
جلسه تعطیل
اینشتین در سالهای نخست ازدواج با فیزكدانان جوان و همكارانش در آپارتمان خود جلسههای بحث و گفت و گو داشت. اما پس از تولد نخستین فرزندش، به دلیل آویختن كهنههای بچه در راهروی آپارتمان، تشكیل جلسهها تق و لق شد!![]()
كار مهم
در دیداری كه بین اینشتین و چارلی چاپلین صورت گرفت، اینشتین به چارلی چاپلین گفت: كار شما خیلی مهم است، زیرا مردم جهان از هر كشور و قومی كه باشند حركتهای شما را میفهمند و تحسینتان میكنند. چارلی در پاسخ گفت: ولی به نظر من كار شما خیلی مهمتر است، زیرا مردم جهان از هر كشور و قومی بدون آن كه حرفهای شما را بفهمند تحسینتان میكند! ![]()
كم حرفی اینشتین
خانم اینشتین از كمحرفی شوهرش پیش زن همسایه شكایت میكرد و میگفت: این آلبرت بسیار ساكت و كمحرف است و طی چهار سالی كه با هم ازدواج كردهایم فقط چهار مرتبه با من حرف زده است! زن همسایه مشتاقانه پرسید: خوب، توی این چهار بار، چیبهت گفت؟ خانم اینشتین پاسخ داد" گفت كتابها و یاداشتهای منو كجا گذاشتی ! ![]()
